تو کل دوره مدرسم همیشه اونی بودم که ساکت و گوشه گیر بوده هیچوقت تو هیچ بحثی شرکت نمیکردم همیشه استرسی و اضطرابی بودم از مردم ترس داشتم وقتی مدرسم تموم شد تصمیم گرفتم یکم بیشتر برم تو جامعه تونستم ارتباطمو بهتر کنم درکل صد درجه فرق کردم تا وقتی که دانشگام شروع شد و دوست پیدا کردم ، دوستمم یه گروه زده جدیدا امروزم اولین قرار درس خوندشون بود منم قبول کردم و رفتم، ولی نمیدونم چرا کل اضطرابا و استرسای قدیمم یهو برگشت کاملاا دوباره گوشه گیر شدم اصلا یه کلمه هم حرف نزدم درحالی که همه داشتن باهم حرف میزدن میخندیدن ولی من نمیتونستم انگار یچیزی جلومو گرفته بود و حسای قبلیم کامل برگشتن
از اخرم چندنفر مسخرم کردن و بهم گفتن مظلوم و سایلنت .. خیلی بهم برخورد اصلا دلم نمیخاد ادم ساکت و گوشه گیری باشم ولی از یه طرف ترس وحشتناکی میگیرتم وقتی تو جمعم
کسی میدونه باید چیکارکنم