اتفاق جدید اینکه جاریم ماهی دوبار قهر میکنه و پول میخواد این دفعه فهمیدم علاوه بر خونه و ماشین و حساب بانکی که پول مشترکشون تو حساب اونه گفته یه ماشینم فقط برا خودم میخوام خانوادش اومدن اونجا گفتن دختر ما احساس امنیت نمیکنه از پیریش میترسه انقد دلم برا خودم سوخت ولی من رفتم تو اتاق تا نگن برا فضولی اومده چون چند روز بود که قهر بودن. بعد شامم نامزدم صدام کرد گفت بریم بعد فرداش میگفتن خداروشکر این عروسمون خوب دراومده شعور داره و...😀
داداششم کلا ادم یبسیه صدا نداره سلامو نمیفهمی ج داد یا نه ولی هر دفعه میداد جواب سلاممو امروز نمیدونم چرا نگام کرد با کلی نفرت حالشو پرسیدم بازم همینجوری نگام کرد هیشکی هم تو اتاق نبود منم پشتمو کردمو اومدم بیرون خیلی برام عجیب بود همش تو فکرمه