هنوز ندیدم دختری که اندازه من غرور داشته باشه باهمین غرورم انقد عذابش دادم این خونه در سطح من نیست عروس داری میبریا. این النگوا از مد افتاده من روم نمیشه بندازم. بابات چرا جلو من دراز کشید. تا مادرت دعوتم نکنه نمیام چرا مادرت زنگ نمیزنه حالمو بپرسه چرا نمیاد سر بزنه بسته دیگه کی مگه همینیه که هست اخلاق ادمارو بپذیر همه مجبور نیستن جلوت خم و راست شن.😢
فک کردم زن یکی شدم ده سال بزرگتر باید طلا بگیرتم. گند بزنن به فامیلای بدرد نخوری که فقط پسر زاییدن تک دختر یه قوم بودن اینجوری منو بار اورد😢