2789

يكي ديگه هم دوست داداشم بود گفت خواهشن داداشت نفهمه اگه منو قبول داري بيا خواهرم ببينتت من ساده گفتم باشه خواهره مارو تو رستوران ديد صد دل عاشقمون شد أما بازم زهي خيال باطل اينم نشد

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یه بار یه پزشک تو قبرستون ازم خواستگاری کرد.البته خودش نه عقب ایستاده بود خالش اومد جلو😢😢خاک تو مخم عشق چشممو کور کرده بود وگرنه الان به جای خانوم اقای مهندس که دوزارم ارزش نداره خانم اقای دکتر بودم😂😂😂

یه مامان ۲۹ ساله پر انرژی💪💪مامان مهراس ماهور مسیحا  من میتوااااااانم💪

زنعموم جلوی خودم به مامانم‌گفت آیسونو بده به پسرم.همین.بدون هیچ مقدمه ای

یبارم رفت بیمارستان با داییم.خانومش زایمان کرده بود رفتیم بیاریمش اونجا منو از داییم خواستگاری کردن.

یبارم تو قبرستون یه پسره دیدم به مامانش گفت همونجا خواستگاریم کردن

یبارم توی آرایشگاه منو از مادرشوهرم خواستگاری کردن.اونموقع عقد بودم.

یبارم مادرشوهر خالم اومد خونمون تا تونست از پسر کوچیکش بد گفت و ما کلی حالمون از پسرش بهم خورد بعد گفت حالا برای اینکه سربراه بشه میخوام آیسونو بدین بهش😐.

بقیه خواستگاریا دیگه درست بودن.

ب پستت بخندم یا برا امضات گریه کنم😢😢

نميدونم خودمم 😔

‏+چرا کشتیش؟                                                            -آقای قاضی، ایرانی بود، داشت زجرکش می‌شد، راحتش  كردم
یه بار یه پزشک تو قبرستون ازم خواستگاری کرد.البته خودش نه عقب ایستاده بود خالش اومد جلو😢😢خاک تو مخ ...

الان اگ زن اقای دکتر بودی میپرسیدیم کجا اشنا شدین میگفتی قبرستون😂😂😂😂

تیکر ب وقت لاغری😅😆 میخوام 12کیلو کم کنم😑 

ما مثلا آخرین قرارمون بود و قرار بود دیگه همدیگرو نبینیم چون خیلی دعوا داشتیم . بعد شوهرم ازم خواستگاری کرد و گفت عشق اول تموم نمیشه و از یاد نمیره بهتره الکی خودمونو اذیت نکنیم من نمیتونم فراموشت کنم منم که عین خر شرک رفته بودم تو رویا

و خدایی که به شدت کافیست ... 

یکیش تو اتوبوس بود زنه دستمو گرفت کشوندم پرتم کرد کنار خودش رو صندلی و شروع کرد از مشخصات پسرش گفتن. 

😅 

 + بگو بارون بیاد آروم میشم                      _ آروم باش بارون میشم                        

خالم همينجوري بي مقدمه گفت بيا زن نيما شو و دادشت و يگانه (دخترش) رو بگيره

هيچكدومم قسمته هم نشديم😏

‏+چرا کشتیش؟                                                            -آقای قاضی، ایرانی بود، داشت زجرکش می‌شد، راحتش  كردم
اخه تا گفتم باشه رفت كه بياد هنوز نيومده البته ترافيكه نرسيده منو گذاشت تو خماري

پیشونیت بلند بوده ک رفته چون قراره یکی بهتر از اون گیرت بیاد😊

حمد وستایش خدا بر هر نعمتى؛ و هر خوبى را از خدا می‌خواهم و از هر بدى، به خدا پناه می‌برم و از هر گناهى، از خدا آمرزش می‌طلبم🙏🏼❤💫🌕 خدایا سپاسگزارم بابت همه چیز...🙏🏼😊🌹😘
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز