زنعموم جلوی خودم به مامانمگفت آیسونو بده به پسرم.همین.بدون هیچ مقدمه ای
یبارم رفت بیمارستان با داییم.خانومش زایمان کرده بود رفتیم بیاریمش اونجا منو از داییم خواستگاری کردن.
یبارم تو قبرستون یه پسره دیدم به مامانش گفت همونجا خواستگاریم کردن
یبارم توی آرایشگاه منو از مادرشوهرم خواستگاری کردن.اونموقع عقد بودم.
یبارم مادرشوهر خالم اومد خونمون تا تونست از پسر کوچیکش بد گفت و ما کلی حالمون از پسرش بهم خورد بعد گفت حالا برای اینکه سربراه بشه میخوام آیسونو بدین بهش😐.
بقیه خواستگاریا دیگه درست بودن.