2777
2789
عنوان

دعوا با جاری و برادر شوهر

6983 بازدید | 60 پست

منو شوهرم تو دوران عقد خونه خریدیم طبقه ی پنجمه یه ساختمون 5 طبقه 

طبقه ی چهارمم بعد از ما برادر شوهرم خرید طبقه ی اولم مادر شوهرم 2 طبقه ی دیگه غریبه هستن ولی رابطمون رسمی هستش باهم دیگه کاری نداریم بهم 

بعد هر دفعه مدیر ساختمون عوض میشه اینسری مدیر ساختمون مادر شوهرم بود 

برادر شوهرم روی پشت بوم کبوتر نگه داری میکنه تو ی یه اتاقک ولی بعضیاشونم آزاد هستن 

همیشه کلی پر در خونه ی ما ریخته چون طبقه آخر هستیم و و درو که باز میکنیم میاد تو خونه پرها چند بار تذکر دادیم گوش نکردن 

امروز صبح من به مادر شوهرم گفتم که بهشون بگه یه فکری به حال کبوترا کنن و مادر شوهرم رفته بود خونشون و بهشون گفته بود که دیدم صدای داد برادر شوهرم میاد و جاریمم هی میگفت حالا 5تا پر کبوتر بریزه مگه چیه و هی غیبت میکرد......

تا شوهرم اومد خونه و برادر شوهرمم چون صدا شنید اومد بیرون و گفت شما این همه اشغال می ریزین و ما چیزی میگیم در صورتی که چرت و پرت داشت میگفت و قبول نمیکرد منم به شوهرم گفتم  با آدم بی منطق صحبت نکن 

یه دفعه دعوا بالا گرفت و برادر شوهرم شروع کرد به من بی احترامی کردن شوهرمم جوابشو  داد و کلا دیگه دعوا بالا گرفت و 2 تا برادر همو شستن گذاشتن کنار  😆😆😆😆

البته شوهرمم خوش حاله گفت دیگه واسه همیشه قطع رابطه شد و .....



بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

انقددددد بهم علاقه دارید که رفتید همه چسبیدید بهم یعنی؟؟؟

چخوف: « هیچ چیز به اندازه ی نفرت از چیز مشترک، مردم را باهم متحد نمیکند. نه عشق، نه دوستی نه احترام.» ✌️🌞

تصور اینکه من با جاری توی یه ساختمون باشم هم برام سخته... اصلا خدا نیاره اون روز رو که بخوام با جاری هم ساختمونی بشم.


والا ما تو عقد یه مجتمع تو خیابون خونه برادرشوهرم اینا دیدیم که خیلی عالی بود. منم اون موقع جاری جان رو نمیشناختم و ذوق میزدم که قراره بعداز عروسی نزدیکش باشم و تنهانباشم و دررفت و امد باشیم.


ولی همسرم خداروشکر منصرف شد و یه جااااای خیلی دور خونه خریدیم. 😆😅


والاخدا بهت صبر بده‌ . اگر براتون مقدوره حتماااااا جابه جا کنین و برین یه جای بهتر 😍😙

💚خداجونم هزاران بار شکرت.👸

خدا بت صبر بده منم تو خونه كفتر باز بودم طبقه بالا بودن اونا يعني دلم ميخواست روزي يه دست كتكشون بزنم حالا پر به كنار بوي گند فضله هم هيچ همش تراسمون پر فضله كبوتر بودم هيچ جرات نداشتم لباس تو حياط يا تراس اويزون كنم گند ميزدن به هرچي لباسه 😡 خوب شد از دستشون فرار كرديم 

اَللّهمَ صَلّّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ محمد

اصلا دلیلی نداره آدم از حق و حقوق خودش بگذره  کار خوبی کردی که کوتاه نیومدی  حالا آخرش چ ...

برادر شوهرم رفت بالا خواست کبوتراشو بکشه و خواهر شوهرمو مادرش جلوشو گرفتن و 

دیگه نمیدونم چیشد 

شوهرمم تمیز کرد در خونمون و گفت فقط کافیه یه پر دیگه  

ولی فوق العاده حرفای بدی زد برادر شوهرم 

شوهرمم جوابشو داد ولی خوب اون شروع کرد به داد زدن 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز