خانما من عقدم و با همسرم رابطه کامل داریم و خب من کلا پرده بکارتم ارتجاعی بود و خونی ندیدم ولی بار دوم خونریزی داشتم
چند روز پیش با خواهر شوهرم صحبت میکردیم از خاطراتش گفت و گفتش که ما همون شب عروسی رفتیم خونه خودمون ( خونشون ی شهر دیگه س و ۸ ساعت راهه ولی همسرش اصرار داشته بعد عروسی برن خونشون) گفت خیلی خسته بودیم و خوابیدیم صبح روز بعد مادرشوهرم اومده بالاسرمون دنبال دستمال بوده و شوهرم گفته خودت توضیح بده که کاری نکردیم 😂خلاصه گفت منم به مادرشوهرم گفتم که خسته بودیم خودم بهت خبر میدم و گفت مادرم اینا بهم زنگ زدن که ببینن چه خبره و ما چیکار کردیم وقتی گفتم کاری نکردیم کلی فوشم دادن 😑😂 ک تو بی غیرتی آبرومونو بردی کلی آدم اینجا منتظر زنگ مادر شوهرته که خبر بده و این حرفا و گفت بعد چند ساعت زنگ زدم به مادرشوهرمگفتم عروس شدم و اونم اومده دستمالو برده
منم خیلی برام جالب بود گفتم مگه هنوز این رسما هست😑💔 گفت آره ما رسم داریم و این حرفا
به شوهرم گفتم چه خاکی ب سرمون بریزیم حالا 😂 گفت تو ک کلا ارتجاعی بودی ( من از روی کنجکاوی دکتر رفتم و نامه سلامت هم گرفتم مامانم و همسرمم در جریان هستن) بعد گفت خب بگو که ارتجاعی و خون نداشتی گفتم فکر بد میکنن گفت مهم منم که میدونم خودم چی به چیه
و شوهرم خیلی بدش میاد میگه این ته بی غیرتیه آدم جار بزنه رابطشو با زنش😑
حالا چ کنیم