اما اینم بگما . دوست دارم اشتی کنم اما خودم پیش قدم نمیشم اونا باید بیان جلو
بخاطر اینم میگم اشتی کنم چون من دو ساله شهر پدریم نرفتم . الان یه سری کار اداری اونجا دارم اما میترسم برم یا تو شهری ک الان هستم میترسم بیرون دربیام یهو باهاشون چشم تو چشم بشم تو لحظه از اون عکس العمله میترسم . یهو دعوا بشه یا بخوان بغل کنن من از بغل و روبوسی اونجوری متنفرم