اخه میدونی نگران چیم گرافیک رشته پر دردسریه و خیلیم خرج برمیداره
وسایلشو اینا بعد منم یه عادتی دارم میخوام یچیزی بخرم باید بهترین جنسارو بخرم
حالا دیگ مثال نمیزنم که پز داده. باشم
نه اینکه برم قیمتارو نگا کنم ببینم کدوم گرون تره همونار رو بردارم نه کلن از چیزای با کیفیت خوشم میاد که گرون در میاد
بابامم معلمه خیلی پول دار نیست که بتونه چیزایی که من میخامو برام بخره چون من تو شهرخودمون نمیخوامبرم دانشگاه
رشته گرافیکم چیزی نیست که یه دانشجو بتونه خودش کار کنه درامد داشته باشه
مگه سفارش خصوصی تابلو که اون معمولا سیاه قلمه و سیاه قلمم اصلا هنر محسوب نمیشه
بعدم دستگاهای دولتی یا اداری خیلیییییی کم جذب میکنن
یعنی من استادم با اینکه جایزه های بین المللی و جهانی برده و بهترین استاد تو استانمونه به سختی تونست تو اداره ارشاد کار پیدا کنه
ولی امیدم برا رشته کامپیوتر بیشتره
چون من همین الانشم برم بخوامکار ازاد پیدا کنم رشته کامپیوتر با توجه به چیزایی که بلدم راحت میرم سرکار
ولی خب بابام نمیزاره
اگه برم رشته کامپیوتر میتونم برم ازادم کارکنم درامد داشته باشم
چون جدی این شده دغدغه ام
بابام باید سال دیگ هزینه منو بده دیگکم کمش ماهی ۵ ۶ تومن
هزینه اجیمم که اونم یه شهردیگ میره دانشگاه بده
چیزی براش نمیمونه که خودش خرج کنه داداش کوچیکمم هست ک خرج اون از هممون بیشتره
ولیییییی
اگه پزشکی قبول بشم
حتا قول گرون ترین گوشی و ماشینم بهم داده و میگه عمومیو که گرفتی میفرستمت بری خارج و میدونم این کارو میکنه
و الان واقعا گیر کردم
اگه حمایتی که تو رشته پزشکی میرفتم رو تو هنر یا کامپیوتر ازم میکرد یکی از اون دوتا رو میرفتم
چیز دیگه اییم که هست مطمئنم اگه هدفم پزشکی باشه قبول میشم چون تا الان تست وازمون که میزنم
درصدام دیگ میانگین بالای ۶۰
ولی به طرز عجیبی ازمونای مدرسه رو گند میزنم تشریحی
مثلا فیزیک من سخت ترین تستای کنکورو حل میکنم
ولی فیزیک نهایی پارسال رو افتادم ونکته جالبش اینه همون سوالارو اخرای تابستون بود گفتم امتحانی حل کنم
فقط یکی دوتارو اشتباه حل کردم 😑
خلاصه نمیدونم کجای کارو دارماشتباه میرم
ولی مدرسه واقعا نا امیدم میکنه نمره هام پایینه
سرکلاس نمیتونم خودموکنترل کنم و معلما همش تذکر میدن
بقیه بچها تایپم نیست یعنی هیچ وقت سطح فکرمون و دغدغه هامون یکی نبوده
بعد خیلی وقتا دوستای خودم که تو کلاسمون بیشتر از بقیه باهاشون ارتباط دارم
مثلا وقتایی سرکلاس از شدت بی خوابی چهرم یه جور عجیبی میشه و حتا همون سرکلاسمخوابم نمیبره میگن تو الکی داری اینطوری میکنی
یا زیادی بزرگش میکنی
یا میگن تو نصف دغدغه های مارو هم نداری فقط خیلی بزرگش میکنی
و جدی من دیگ فقط سکوت میکنم
و ناراحت میشم چون خبدوستای صمیمی همیم چنساله میشناسیم همو
حتا یکیش دوازده ساله میشناسمش
وخیلی از مشکلاتمو میدونن اما واقعا براشون مهم نیست
اون وقت من خیلی جاها یه فداکاریی هایی براشون کردم که باعث شده خودم خیلییییییی ضربه بخورم
درسته همیشه ادم قدی بودم و کسی جرعت نمیکرد بهم توهیین کنه
ولی درمقابل کساییکه برام مهم بودن ضعف دارم خیلی شدید