یادمه دوازده سالم بود تازه داشتم به بلوغ میرسیم
یکی از پسر عموهام نامزد کرد یه بار یه لباس از این پیرهن مردونه لیها پوشیدم خب تو.سن بلوغ رشد نا متعادله نسبت به بقیه اندامم سینه هام.بزرگتر نشون.میداد با پیرهن لی هم خب بزرگتر شد این عروس عموم در گوش خواهر شوهرش که میشد دختر عموم یه چیزی.گفت بعد با دست که مثلا سینه بزرگ رو.نشون داد
بچه بودم ولی این.موضوع با کیفیت اچ دی ولله یادمه