امروز بسیار روز خسته کننده ای بود،تصمیم گرفتم استراحت کنم،بعد یک ساعت خوابیدن حسابی گرسنم شده بود تند تند به سمت اشپزخانه رفتم،غذا بخورم اولین چیزی که توجه خود را جلب کرده بود شیرینی های سبز رنگ روی کابینت بود با اشتیاق برداشتم چندتایی خوردم ،
جالب بود آن شیرینی های سبز رنگ همان قورباغه سوخاری بودنند که برادرم انهارا شکار کرده بود