عزیزم ازاول مادرشوهران شالله که روزخوش توزندگیش نبینه انقدبدعادتش داره خودشوهرم میگه هرجارفتم کارکنم وقتی بارون زداومددنبالم که رعدوبرگ منونزنه خلاصه همه جادنبالش بوداینم شده شوهرم میگه انقدهمه جاپیش همه جخالت زدم کردکه منم بدباراومدم الان فقط دوست داره بخوره بخوابه البته من میگم تواگه به فکرمنوبچت باشی به خاطرماکارمیکنی نه اینکه مابامادرش اینازندگی میکنم اینم میگه چیه بابام میخره میاره بشین زندگیتوبکن دیگه چی میخوای دلتم بااین زندگی نیس راه بازجاده دراز