خیلی چیزهارو باید به من تبریک میگفت نگفت ، مثلا قبول شدننم تو آزمون استخدامی یا خونه خریدن و ...
یا این حال به خاطر شوهرم بلند شدم رفتم بیمارستان بعد دو روز یه ده دقیقه دیدنش و اومدم خونه
الان مادرم اصرار داره که بهش زنگ بزنه و تبریک بگه
من گفتم این کار و نکن
تو وظیفه ای نداری ، منم زیاد مایل نبودم
نظر شما چیه ؟