2777
2789
عنوان

خواهر شوهرم آخرای بارداریشه

30444 بازدید | 223 پست

یه شهر دیگه س و حدودا 4 ساعت با ما فاصله دارن قرار شد هر وقت درداش شروع شد خبر بده تا مامانش(مادر شوهرم)بره پیشش ،اتوبوس هست که بره ولی حرکتشون از ۱ ظهره بعد چند شب پیش شوهرم بهش گفت مامان خواستی بری واسه فلانی خبر بده بریم من خیلی تعجب کردم هم اینکه چرا بدون هماهنگی و مشورت گفت و هم اینکه وقتی اتوبوس هست چرا باید ۷ـ۸ راهو بره و برگرده 

ولی هیچ حرفی نزدم گفتم شاید اصلا جور نشد که بره حالا دیشب گفت فردا صبح می‌خوام مامانو ببرم باز من حرفی نزدم چون میدونستم فایده نداره و کار خودشو می‌کنه 

شماهم برو

هآی؛من دِلوینم🌱✨اندکي سن دارم + یاری که با گذشت کلي چالش دوونیم ساله به هم رسیدیم🥹🤌🏻(او نه تنها لب هایم را می خنداند بلکه باعث لبخندِ قلبم هم میشود🫂♥️🔗)درحال حاضر تازه کارم و مشغول به خیاطي✂️دختری با اصالتِ بلوچم🪄علاقه مند به تجربه های جدید و حالِ خوبم🤍بزرگترین قلب مال اونیه که انرژی مثبتش رو به دیگران منتقل کنه✨به امید ساختنِ آینده ای زیباوخوب…

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ای بابا ول کن بزار ببره مامانشو

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

صبحم سرسنگین بودم ولی صبحانه و یه کم آجیل گذاشتم ببره 

حالا بنظرتون چه واکنشی نشون بدم الان که تو راهه یا وقتی برگشت؟

میخواستم بهش پیام بدم که بهتر بود قبلش به منم اطلاع می‌دادی یا چی؟!!!!

ای بابا ول کن بزار ببره مامانشو

آزاده بزار زیاد گیر نده

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر این همه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد وگفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند:مبارک باشد دخترک گفت:دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت شبی زنی افسرده، نظر کرد برآن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد ونالید که وای، وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

گلم شرایط اضطراریه

حالا پسرش ببره چیزی نمیشه

خودتون فردا یکی ی دونه هاتون نباید شمارو تا جایی ببره ک خانومی یا اقایی ناراحت میشه

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم                       ایام ب کامتون سلامتی همراهتون  لبخند رو لباتون  حل بشه مشکلاتون   برسین ب ارزوهاتون  

خوب تو‌چه کاری این وسط 

به نظرم کار همسرت درسته

🪴بهشت🌸شکوفه گیلاس🍒 آرامش🌹گل بابونه🌿 خدایا منم از اون شادیها میخوام که اشک شوق بریزم 🥺۳۴ ساله ندادی💔زود و به موقعه❤۱۴۰۴/۸/۱۳

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792