من دوسال پیش مریضی سختی گرفتم نزدیک بود بمیرم هر جور دکتر و دعا نویس بردن و پدر و مادرم نا امید شده بودن و...
برای پدر مادرم تعریف کردم آنقدری ذوق داشتم و نتونستم تو خودم نگه دارم اما دیگه ندیدم و با خودم میگم کاش برمیگشتم اون لحظه و بیشتر صحبت میکردم 😭
حالا دارم میمیرم و دلم میخواد برا یکی تعریف کنم