امروز از نظر کاری برام خیلی بود ، یه جلسه مهم با اداره کل داشتم و کلی چالش ،،، خیلی خسته شدم ، یه سری از مشکلاتی هم که تو محل کارم پیدا شد دلیلش پدرم بود
من تکیه گاه همه اعضای خانوادم بودم وقتی خسته بودن وقتی کلافه بودن وقتی کمک میخواستن
وقتی اومدم خونه، بدون اینکه روی کسی آوار شم رفتم تو خودمو خیلی فکرم مشغول بود
پدرم بجای دلداری به من ، گفت خیلی لوس و بچه ننه ای
گفت مشکلی نداری سرکارت همه اینا بهانه هست چون تنبلی نمیخوای کار کنی ... در حالی که خیلی از همکارام استعفا دادن همونجا و فعلا فقط چند نفریم که دووم آوردیم
هر چی از دهنش در اومد بهم گفت ،منم جمع کردم اومدم خونه خودم ....
خیلی احساس بی کسی میکنم ...