2777
2789
عنوان

فرزندهمسر

390 بازدید | 27 پست

پسرهمسرم۱۳یالشه بعضی وقتا خودش براخودش آشپزی میکنه اوندفعه یک قابلمه تا نصفه روغن مایع  ریخت و چیپس درست کرد وهمه جا رو روغنی کرده بود نصفی تو کاسه نصفی تو فنجون وخلاصه روغنها رو حروم کرد بهش گفتم حیف اینهمه روغن برای چی حروم کردی شوهرم اشاره کرد هیچی نگم امروزهم دوباره همون کارو کرد ونصف روغن چپه شد روی گاز حالا که بهش میگم چرا اینهمه روغن ریختی میگه من نکردم به باباش گفتم بهش بگه بازم میگه من نکردم وزیربارنمیره من بهش گفتم خوب کسی غیرت و جای گاز نبوده یعنی من دروغ میگم شوهرم فقط منو محکوم میکنه و همیشه به من میگه ساکت باش بچس... خدایا کاشکی اصلا بخاطر بچه هاش باهاش ازدواج نمیکردم غلط کردم... کسی هم اینجا نیاد بگه میخواستی نکنی قسمت شد 

میفهمم 

ولی فکر کن پسر خودته 

دقیقا همون رفتار رو بکن 

اگه بچه خودت بود بهتر نبود از تنبیه نترسه ولی بعنوان تنبیه خودش کنار شما گاز رو تمیز کنه؟

فانظر کیف کان عاقبه الظالمین

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا نمیگی بیا با هم درست کنیم؟؟

من بعضی وقتا به پسرِ همسرم میگم بیام با هم آشپزی کنیم،،این جوری یاد می گیره،،صمیمی هم میشه باهات.

مادر یعنی تماشایی ترین تماشایی دنیا

باهاش رفیق باش براش به مهربونی توضیح بدهبگو اگ‌میخوای درست کنی بگو منم بیام یاد بگیرم چه میدونم منم ...

بخدا همیشه مهربان هستم ولی اون باهام لج میکنه چرا همه فکرمیکنن که همه نامادری ها بدن درصورتیکه بخدااا قسم بعضی نامادری ها مظلوم واقع شدن اصلا جزئت اعتراض ندارن حتی اگه بچه شوهرشون کارزشتی بکنه

دفعه قبل دعواش کردین تز ترس دروغ میگه دیگه.همسن دختر منه.سر لج ننداز عزیرم بچه رو.بجه ها استاد لج کر ...

اصلا میدونی چی میگی کی دعوا کرده چرا بیخود تهمت میزنی و قضاوت میکنی امان از دست بعضی آدمها

باهاش رفیق باش براش به مهربونی توضیح بدهبگو اگ‌میخوای درست کنی بگو منم بیام یاد بگیرم چه میدونم منم ...

فک کردی پسر نوجوون که سر خونه وغرور داره به حرف میکنه گفتنش آسونه

میفهمم ولی فکر کن پسر خودته دقیقا همون رفتار رو بکن اگه بچه خودت بود بهتر نبود از تنبیه نترسه ولی بع ...

من ولله تنبیه نکردم بهش گفتم چرا روغنها رو حروم کردی همین.. اون زیربار نمیره چه رسه به اینکه تمیز هم بکنه

من مجردم ولی مورد مثل شما دیدم دختر خواهر زن داییم با یک مردی ازدواج کرد که پسرش ده ساله بود

اون مرد از همسرش جدا شده بود 

خودش به تنهایی پسرش رو بزرگ کرده بود حتی آشپزی و کارهای خونه رو میکرد تا اینکه با خانم ازدواج کرد 

پسرش با مادرش در ارتباط هستند 

این پسر هروقت می‌رفت پیش مادرش و برمیگشت وحشی بازی درمی‌آورد انگار ‌مادرش پرش میکرد تا باباش و زن باباش رو اذیت کنه 

اما زن جدید سیاست داشت 

از همون اول که وارد زندگیشون شد به پسره واسه درساش کمک میکرد 

شوهرش که همه اینارو دیده بود 

دیگه نذاشت پسرش مادرش رو ببینه و بخاطر رفتار زشت پسرش یکبار اون رو سیلی زد 

ولی همچنان زن جدیدش هوای پسر رو داشت 

هرچی میخواست بخره به شوهرش می‌گفت برای پسرت هم بگیر در نتیجه الان چند ساله بدون مشکل زن و شوهر با هم عاشقانه زندگی میکنند و اگر هم پسر کار اشتباهی انجام بده کاسه و کوزه سر پسره شکسته میشه چون باباش رفتار خوب زنش رو با بچش دیده 

الآنم یک دختر یکساله دارند 

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز