من مجردم ولی مورد مثل شما دیدم دختر خواهر زن داییم با یک مردی ازدواج کرد که پسرش ده ساله بود
اون مرد از همسرش جدا شده بود
خودش به تنهایی پسرش رو بزرگ کرده بود حتی آشپزی و کارهای خونه رو میکرد تا اینکه با خانم ازدواج کرد
پسرش با مادرش در ارتباط هستند
این پسر هروقت میرفت پیش مادرش و برمیگشت وحشی بازی درمیآورد انگار مادرش پرش میکرد تا باباش و زن باباش رو اذیت کنه
اما زن جدید سیاست داشت
از همون اول که وارد زندگیشون شد به پسره واسه درساش کمک میکرد
شوهرش که همه اینارو دیده بود
دیگه نذاشت پسرش مادرش رو ببینه و بخاطر رفتار زشت پسرش یکبار اون رو سیلی زد
ولی همچنان زن جدیدش هوای پسر رو داشت
هرچی میخواست بخره به شوهرش میگفت برای پسرت هم بگیر در نتیجه الان چند ساله بدون مشکل زن و شوهر با هم عاشقانه زندگی میکنند و اگر هم پسر کار اشتباهی انجام بده کاسه و کوزه سر پسره شکسته میشه چون باباش رفتار خوب زنش رو با بچش دیده
الآنم یک دختر یکساله دارند