ب یه چیزایی میرسیم
ولی اون زخمای حفره ها تو وجودمون تا ابد میمونن
زمان ب عقب بر نمیگیره من الان نمیتونم مثل بچگیم از مداد رنگی نو یا دفتر سیمی یا شهربازی لذت ببرم چون اینا مال همون دوران بودن
یا بیست سال دیگه نمیتونم مثل الان که دلم لباس نو یا گردش یا کاشت ناخون یا هرحوفت دیگه ای که ندارم لذت ببرم
همینه دیگه. اگه بخوای حرص بخوری آب میشی میری
من این مراحل رو گذروندم و الان واقعا بیخیال همچی ام