امشب خواستگارام که از قبل با هم آشناییت داشتیم اومدن خونمون پدرو مادرمون میدونسن که در ارتباطیم پدرش گفت عقد کنیم دو هفته بعد خانواده منم قبول کردن بعد که رفتن پسره میگه یکماه صیغه باشیم منم فقط به پسره گفتم که یبار طلاق گرفتم اون حتی نمیخواد خانوادش بمونن نگرانم از اینکه میخواد صیغه باشیم نظر شما چیه
بهش از قبل گفته بودم اما اون اصرار داره که یکماه صیغه باشیم یه بهونه هایی میاره ها
ققبول نکن اگه بخوادت میمونه پای شرایطت اگه که نه بدون قصدش چیز دیگه ای بوده بهش پیام بده بگو من فکرامو کردم من نمیتونم قبول کنم که صیغه باشم اصلا چطور روت شد همچین توهینی کنی دیگه جوابشو نده تا دو روز اینده اگه گفت قبوله هرچی تو بگی بگو نامزدی اگه قبول نکرد بره بهتره میگی طلاق داشتی دوباره شکست نخوری