2777
2789
عنوان

وحشت دارم دیگه با شوهرم حرف بزنم

354 بازدید | 12 پست

مثلا هروقت چیزی ذهنم مشغول کرده یا کلا سوالی برام پیش میاد یا کلا وقتی می‌خوام راجع به خودمون حرف بزنم یا چیزی ندونم سوال کنم کلا هرچی ک فکر کنی حرف ساده هم نمیشه باهاش حرف زد زود خسته میشه از کوره در می‌ره 

همین باعث شده من تو زندگیم نسبت بهش حس خوبی نداشته باشم چون باعث شده هم اعتمادم از بین بره هم فکر کنم داره مثلا با داد بیداد بهم حالی می‌کنه به هرچیزی شک کن بهم بی اعتماد باش حرفمو به زور قبول کن 

دیگه وحشت دارم حرف بزنم حتی حرف عادی باهاش سخته زندگیم سرد شده چکار کنم بخدا 

اصلا با من با مهربونی نمیتونه حرف بزنه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب وقتی حالش خوب بود،بهش بگو این چیزارو

حالش هم خوب باشه هم همینطوره 

کلا استرسی شدم وقتی می‌خوام حرفی چیزی بزنم میگم خدایا توروخدا دعوامون نشه ایت الکرسی می‌خونم قبلش همش 

حالش هم خوب باشه هم همینطوره کلا استرسی شدم وقتی می‌خوام حرفی چیزی بزنم میگم خدایا توروخدا دعوامون ن ...

خب بگو این رفتارش باعث شده استرس داشته باشی و ازش بترسی،اما دوست نداری اینجوری باشی،ازش بخواه خودشو کنترل کنه

منم شوهرم اصلا نمیشد باش حرف زد

ولی نه اینکه عصبانی باشه

حرفای منو یه جور دیگه تعبیر میکرد و میذاشت کف دست خونوادش

ساده ترین چیزا

از ساده ترین حرفام یه چی درمیاورد ..



🌷🌷توی تاپیکهای چله و نذر و دعا صدام کنیین🌷🌷برام دعا کن هرچه زودتر شغل خوبی پیدا کنم🌷🌷حاجتروا باشی🌷🌷

من خودم وقتی با کسی اینجوری میشم یعنی اینکه اون شخص یا رو مخمه یا ازش ناراحتی دارم کلا نمیتونم ملایم باشم باهاش بخاطر رنجش هایی که دارم. ( حالا نمیگم شما رو مخ ایشونی )


ولی ازتون دلخوری نداره که مسئلع ای بوده باشه و کهنه شده باشه؟ 

منم شوهرم اصلا نمیشد باش حرف زدولی نه اینکه عصبانی باشهحرفای منو یه جور دیگه تعبیر میکرد و میذاشت کف ...

مال من برعکس تو هست شوهرم میگه تو از حرفام بد میفهمی همش دوست داری بد برداشت کنی ولی خب همه اینا برای اینکه سرم داد میزنه هم اینکه درست توضیح نمیده کلا صاف نیست باهام مثلا ی جوری میخواد حالیم کنه ک تو کی هستی ک بخوای بدونی یا دخالت کنی یا اصلا ب تو چه هرچیزی 

ولی تو بی پولی هاش من میشم شریک زندگی ک بی پولیشو بدونم ک بی  پوله ولی جای دیگه هیچی بهم ربطی نداره 


خب بگو این رفتارش باعث شده استرس داشته باشی و ازش بترسی،اما دوست نداری اینجوری باشی،ازش بخواه خودشو ...

واقعا هم استرسی شدم چون قبلش دعا میکنم از خدا می‌خوام باهاش کارم ب دعوا نکشه ولی تمام بدنم شروع می‌کنه به لرز استرسی میشم و اون بدتر اذیت می‌کنه منو تیکه تیکه توضیح میده نه کامل ک من باز بیشتر سوال کنم مریضه 

نه کلا از اول زندگی اینطور بوده

مادر منم اینطوری بود، چقد سر هر حرف زدنی استرس کشیدبم. 

دقیقا همین جوری که نوشتی عین شوهر شما. هعیییی.

ولی من بزرگ شدم. یکم تونستم از خودم دفاع کنم. فریاد زدم ،گریه کردم. تا دیگه خودشو یکم جمع کرد. 




واقعا هم استرسی شدم چون قبلش دعا میکنم از خدا می‌خوام باهاش کارم ب دعوا نکشه ولی تمام بدنم شروع می‌ک ...

می‌دونم گلم تجربه کردم اینارو خودم.واقعا سخته...اولش فکر میکردم جذابن همچین اقایونی...یه انرژی خاص مردونه میدیدم از همچین افرادی.اما بعدش دیدم که حتی جرعت نمیکنم صحبت کنم با طرف مقابلم.همیشه ی خدا باید مراقب حرفام و رفتارم میشدم که چیزی نگم عصبی یا ناراحت بشه.واقعا سخته  

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792