خیلیی ادمی نیست که روتصمیماش استوار باشه هربار از یه شاخه ب یه شاخه دیگمیپره امروز اصرار اصرااا میکنه دوچره میخوام یمدت بعد کمیخریم دوروز ذوق داره تموممم مث ی اشغال پرتش میکنه گوشه حیاط یبار دیگ اصرارررر که اسکیت میخواممیخریم دقیقا همینطور گفت باشگاه میخوام برم ی سال طول کشید تا تونستیم ثبت نامش کنیم روزای اول با ذوق رفت لباس خرید کمربند گرفت الان میگنمیخوام برمبدم میاد از تکواندو دلم بوکسمیخواد خیلی نکرانشم اصن هیچییی نیست قدرش بدونه
پدر پشتمشکست از رفتن تو/پدر شادی تموم شد توغمتو همیشه بزرگترین آرزوم این بود پاهای بابام وببوسم ولی هیچوقت رومنمیشد خجالت میکشیدم روزی که توسردخونه دیدار آخرم بود نشستم کف سردخونه وچنددقیقه بی وقفه پاهاش وبوسیدم بدون هیچخجالتی بدترین لحظه عمرم بود که از خودم تاهمیشه متنفر شدم توروخدا هیچوقت هیچوقت خجالت نکشید از بوسیدن دستای پدرمادرتوننذارین خدای نکرده ی روز این نوع بوسیدن تجربه کنید.درسته بعد بابام نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم اصلا فقط به اجبار روزهامیگذره چون چاره ای ندارم ولی وقتی تموم جانم دیگه روزمین نیست منم نیستم روحمنیست جسمم که ادامه میده هیچوقت دیگه ادم قبل نمیشم🖤🥀خیلی دلتنگتم بابای مهربونم بابای خوبم خیلی قلبم تحمل این حجم دلتنگی نداره🥀🥀🥀
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
شما فک کن با اینکه بزرگ شده باز اینجوریه مثلا میره خونه بسازه واسه خودش وسط کار ول میکنه میره ی جا دیگه دنبال کار میگرده یا فرداش تو خونه الافه پس فردا میره مثلا لب دریا😑🤣 کلا ی جا بند نیستت
من در کودکی 🫠🫠🫠🫠الانم سرزندگیمم هنوزم همینم متاسفانه
دقیقااا خودممم همینم یبار میگم فلانکار کنم فردا ی نصمیم دیگهیچوقت فکرم ارومنیست براهمین نگرانشم تا این سن ن تونستم هنر خاصی یاد بگیرم ن چیزی هربار ی شغلی دوست دارم نمیدونم دیگ چی شد درسم وول نکردم ادامهمیدم
پدر پشتمشکست از رفتن تو/پدر شادی تموم شد توغمتو همیشه بزرگترین آرزوم این بود پاهای بابام وببوسم ولی هیچوقت رومنمیشد خجالت میکشیدم روزی که توسردخونه دیدار آخرم بود نشستم کف سردخونه وچنددقیقه بی وقفه پاهاش وبوسیدم بدون هیچخجالتی بدترین لحظه عمرم بود که از خودم تاهمیشه متنفر شدم توروخدا هیچوقت هیچوقت خجالت نکشید از بوسیدن دستای پدرمادرتوننذارین خدای نکرده ی روز این نوع بوسیدن تجربه کنید.درسته بعد بابام نفس میکشم ولی زندگی نمیکنم اصلا فقط به اجبار روزهامیگذره چون چاره ای ندارم ولی وقتی تموم جانم دیگه روزمین نیست منم نیستم روحمنیست جسمم که ادامه میده هیچوقت دیگه ادم قبل نمیشم🖤🥀خیلی دلتنگتم بابای مهربونم بابای خوبم خیلی قلبم تحمل این حجم دلتنگی نداره🥀🥀🥀