2777
2789
عنوان

همه بگین جای من باشین چیکار میکنین

101 بازدید | 11 پست

من و شوهرم ازدواج عاشقانه داشتیم همه چیز خوب بود گه گداری جروبحث سررفتارای خانوادش داشتیم بدون بی احترامی خیلی زود هم آشتی میکردیم هیچی نداشتیم نه خونه نه ماشین با کمک هم و با کلی وام و قرض هم ماشین گرفتیم هم خونه قرضارو باز باکمک هم پرداخت کردیم ولی واما همچنان ادامه داره رابطمونم عالی بود همیشه تا اینکه دخترم ب سن لجبازی رسید یعنی هروقت بخوام برا ی کار منفیش ک برا خودش خطرناکه مخالفت کنم انقد جیغ وداد میکنه ک حد نداره و شوهرمم عصبانی میشه وسیله میشکنه چندبارم بچه رو زده زودم پشیمون میشه و همچنان واقعا عاشقمه ولی اون لحظه اصلا کنترلی روی خودش نداره از این اخلاقش خسته شدم یعنی این بچه هرکاربد یا خطرناکی بکنه باید من لال شم بهش تذکر ندم ک نکنه جیغ وداد کنه بعد باباش عصبی شه

راهکاری چیزی دارید لطفا مشاورم چندتا رفتم بی فایده

یکیو میشناسم عین شوهرته.

البته الان خوب شده و عصبی نمیشه دیگه

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چی شد ک خوب شد

بچه شوم بزرگ شد 

زن و شوهر باهم صحبت کردن و یواش یواش حل شد 

الان بچه شما کوچیکه هر دو عصبی هستید کمی بزرگتر شده خوب میشه و مشکلتون حل میشه

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

بچه شوم بزرگ شد زن و شوهر باهم صحبت کردن و یواش یواش حل شد الان بچه شما کوچیکه هر دو عصبی هستید کمی ...

میدونی دخترمن از اول همه چیزش سخت بود از بارداریم گرفته ک بیشترش بستری بودم تا نارس بودن و توی دستگاه بودن و کولیک و رفلاکس و نخوابیدن و بعدش خودم باردار شدم و سقط کردم و چندبار خیلی بد مریض شدم باید مراقبت ویژه بستری میشدم ک چون از روز اول هیچکس یک دقیقه کمکم نکرد دیگه حتی برا مشکل  ریه و قلب و اینام حالم ک بد میشه نشد بستری شم چون کسی نبود دخترمو بذارم پیشش الانم ک سه سالشه مریض میشم میترسم پیش باباش بذارم چون دیدم عصبی میشه غیرقابل کنترله

میدونی دخترمن از اول همه چیزش سخت بود از بارداریم گرفته ک بیشترش بستری بودم تا نارس بودن و توی دستگا ...

دقیقا مشکل شما همین مسائلی که گفتین هستش و

با بزرگ شدن بچه همه چیز حل میشه. 

زمان مشکل شمارو حل میکنه. 

کمی تحمل و صبوری کنید 

با پدرش بچه باید خوب صحبت کرد و از معایب عصبی شدن و خشم واسش گفت تا قانع بشه .البته بنظرم اگه شما کوتاه بیایی و همون گذر زمان مشکل رو حل میکنه.

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

میدونی دخترمن از اول همه چیزش سخت بود از بارداریم گرفته ک بیشترش بستری بودم تا نارس بودن و توی دستگا ...

دعای یستشیر رو هم بخون موثره

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

ممنون از راهنماییت❤️

اون شخص خودم بودم. 

اینو گفتم تا دلت آروم بشه

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

قربونت برم خیلی لطف کردی خوشبخت باشید همیشه❤️

خیلی ممنون م همچنین شما 

فقط و فقط سوالات معرفتی دینی خودتون بپرسید و سوال شخصی نپرسید .......................................................................................................جهت دفع شیاطین انس اللهم صل علی محمد و آل محمد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز