سلام کلا شوهرم با مهمونی اومدن مشکل داره البته خانواده خودش مادرش و مادر بزرگ، دایی ..دعوت میکنن میگه بریم ولی حالا برا فردا شب خواهرم گفته بیاید دور هم باشیم اصلا من گوشی رو هنوز ندادم بهش می خواستن دعوتش کنن به من گفت جایی نمیتونم بیاما . حالا منم دلم شور میفته حالم بد میشه. چون اخه بداخلاقی هم ممکنه بکنه . حتی میاد هم غذا رو که خورد سر همون سفره که من نشستم ممکنه بگه بریم دیگه . از طرفی هم میگم خب نیاد دیگه عب نداره ولی خودم باید روزش غذا اینا بزارم و حواسم باشه شب برگردم زود تر 😓😓😓😓😓 حتی شده جایی رفتیم پا شدیم اومدیم دعوای مختصری شد . یا شده جایی بریم تو راه یکم ترافیک بوده دور زده منو برگردونده خونه😐یکم بعدش پشیمون شده گفته بیابریم حالا 😶منم گفتم دیگه دیره .
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
ببین من یزمانی شوهرم اینطور بود ولش کردم به حال شدم خودم رفتم اومدم کلی خندیدم حتی فکر نکردم شوهر دارم حتی بقول خودت به دعوای بعدشم فک نکردم در کمال تعجب کلا شوهرم خوب شد الان میاد میره
اخلاقش اینه خب . عادت کن به مهمونی رفتن بدون شوهرت . اینقدر عادی رفتار کن که فکر نکنه نیومدنش خیلی چیز مهمیه برات . سختته ولی خب غذاتو آماده کن اولین بار که رفتی زودتر بیا سری های بعد کمی طولانی تر کن
تنها برو اصلا بهش اصرار نکن . برو یه غذای خیلی ساده هم براش بذار شب هم مثل بقیه برو خونه ولی برای مراسم های سمت خودش دقیقا عین خودش برخورد کن . نرو یا با غرغر برو و بعد شام همون سر سفره بگو پاشو
یه دوستی داشتم دوست ک ن دشمن ی شوهر داره اسی من کلی میگم ب همسرشما ندارم همسرش فوق العاده نفهمه مهمون ک بیاد خونش هرکی میخاد باش نمیکنه میره بیرون مهمونا ک رفتن اون میاد خونه آداب معاشرت بلد نیست خانواده خوش ثانیه ب ثانیه خونشه بعد اگ کسی دعوتش کرد اصن نمیره اصلا هم بامهمون حرف نمیزنه اخمو وبداخلاق
در خواست دوستی نکن.....آقای نامحترم خجالت بکش....همه رو مث خودت لجن نبین همه مث تو نجس نیستن تواگرمرد بودی وسط تاپیک خانما نبودی لعنت بهت بیشرف
شایدخیلی میرید مهمونی نهاایت هفته ای ی بار برید میادمطمئن باش
نه باور کن. بعد چند وقت که یکی میگه داستان داریم تازه خودشون که ما گفتیم اهل رفت و امد و دید و بازدید هستیم ،تو خواستگاری میگفت مادرش که ما هم همین طور . ولی ما هر چند ماه و هر هفته اصلا اینجور نیست که دعوت داشته باشیم .