2789
عنوان

کمک😭

67 بازدید | 5 پست

من از بچگی هیچ دوستی نداشتم و زیاد بیرون نمی‌رفتم...بیشتر وقت ها توی خونه بودم و بابام هم به یه شهر دیگه می‌رفت برای دانشگاه(مامان بابام توی سن کمی ازدواج کردن)بیشتر وقت ها با مامانم بودم...به خدا قسم وقت بود یه جوری کتکم میزد اصلا نمیدونم چجوری زنده موندم...یه بار به حدی کتکم زد که دستم شکست...به خدا اصلا نه خریدی میکردم نه هیچ...توی زمستون تیشرت می پوشیدم و الآنم همینجوریه...یه بار با بابام شوخی کردم وقتی پشت نکردم که میخواستم برم با دستش تاجایی که تونست به پشتم زد...ینی اصلا نه گریه میکردم نه هیچ فقط همونجا خشک شدم و رفتم توی شوک....چندروز پیش رفتیم بیرون بابام هی میگفتم این لباسا چیه پوشیدی...گفتم بابا تو کی واسه من لباس میخری تا الان بگی این لباسای کوتاه و تنگ چیه میپوشی...با مامانم اینقدر بهم فحش دادن....مامانم میگفتم کاری نکن روت دست بلند کنم انگار تا الان کتکم نزده...اصلا حتی وقتی که گریه میکنم نمیزارن...همه ی حواسشون به خواهر کوچیکترمه که فقط نه سالشه...دلم میخواد فقط بمیرم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه اینکه مثلاً بگی وضعیت مالی مون خوب نباشه فقط این رفتاریه که بابای بنده داره😥

باز تو خوبه.من خودم حاصل ۲ ماه کار کردنم رو خواستم گوشی بخرم.بعد بابام مدلش رو انتخاب کرد.گفت تو نمیخواد انتخاب کنی.اون رفتار ها رو هم سعی کن علتش رو پیدا کنی که برطرف بشه

من از دیوانگان دیدم هزاران عاقل مُرده من از عاقل ولی دیدم سری کامل عُقده
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز