2777
2789
اون یارو نوکر ساعد کمپوت بازکردبا ساعد جفتشون رفتن هواتو کمپوته بمب بود

افرین خودشه 👌🏻 من هی فکرم درگیرش بود چی شد که اینا مردن

تهش اصلا هرچی میخواد با تو باشم طلبم من تجسم میکنم بات خودمو با یه بچه بغلم ...

این همه سال تاثیر گذار نبود همون یه دیقه روش تاثیر گذاشت

احتمالا بوس و بغل کردن همو 

نا به حال این قدر واضح ندیده بود که قشنگ دید هرانچه نباید میدید 

(ندیدی نشون نداد صحنه رو فقط آنیه گریه کرد )

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اون یارو نوکر ساعد کمپوت بازکردبا ساعد جفتشون رفتن هواتو کمپوته بمب بود

عه راست میگیییییییا من تا لحظه آخر منتظر بودم ساعد بپره وسط تیربارون کنه 

«خدا دوباره تو را جمع‌وجور میکند،چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.»

بابا یکی به من بگه این سریال و ایران نشون نیده یا ناهواره؟

ایران شبکه یک

🚩🇮🇷کاربری موقت دست دونفر هست چون یکیشون تعلیق شده از کاربری ساحل دریایی استفاده میکنه🧿 🇮🇷 لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

بابا یکی به من بگه این سریال و ایران نشون نیده یا ناهواره؟

ایران شبکه یک 

تموم شد امشب

«خدا دوباره تو را جمع‌وجور میکند،چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.»

قلبم شکست آنیه‌ی بدبخت

دقیقا واسه بدبودن فخرالدین همین بس ک انقد راحت دل میشکست، خوبه جونشو بارها مدیون همون انیه بوده

عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد :) بودن با کسی که دوستش نداری و نبودن با کسی که دوستش داری هر دورنج است. “پس اگر همفکر خود نیافتی مثل خدا تنها باش” دختر آریایی💫
فقط سرطان طوبی که یهو خوب شد چند قسمت پدر ما رو در اورد اینقد سرفه میکرد 😀

همه چی قسمت آخر چقدر سریع شد حالا ما ده قسمت گیر سرفه های طوبا بودیم

«خدا دوباره تو را جمع‌وجور میکند،چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.»

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2840
2834
2835
2108