18 مهر عروسیه خواهر شوهرمه بعد شوهرم نمیخواد بره
چون خیلی بی احترامی کردن کلا من توقعی ندارم ولی حتی شوهرمو ادم حساب نکردن مثلا ما روز بله برون فهمیدیم میخواد ازدواج کنه کلا هیچ مخلصیم نه خواهر شوهرم اومد نه مادر شوهرم همیشه تنها بودیم هیچ کس نه زنگ میزد نه دعوت باورتون میشه مم حتی تا جالا خونه یکی از خاله یا خود برادر شوهرمم نرفتم؟
دعوت نکردن بعد دیشب با یکی از عمه هاش اومده بودن خونمون من خواب بودم
بعد به شوهرم میگفت چرا نمیای به خاطر کی نمیای کسی نمیذاره بیای
بعد من رفتم دخل سالن احوال پرسی کردیم باهم نشسته بودم برگشت بهم با حرص گفت دیگه زنگی چیزی نمی زنین خبری از ما نمیگیرین
یه بارم موقعی که نامزد بودیم زنگ زده بود اون موقع هم گفت برادرمم گرفتی پهلوی خودت نمیزاری بیاد این طرفا