2777
2789
عنوان

دلم گرفته 😢😢😢

567 بازدید | 43 پست

شوهرم جمعه این هفته با خانواده ش رفتن کربلا. قرار دوهفته هم بمونن.  من بچه کوچیک داشتم. نمیتونستم باهاشون برم. دخترم خیلی سریع سرما میخوره. از ی طرف هم اصلا تو ماشین نمیشینه. یعنی تا ی جایی بخوایم بریم . بیچاره مون میکنه. 

برام اصلا قابل تصور نیست ی مرد متاهل دوهفته خانواده شو ول کنه بره. آخه مگه میشه؟  من الان سه روزه اومدم خونه بابام. هنوز هیچی نشده خسته شدم.  دلمم واسش تنگ شده.  ی دنیا. حاضرم نیست بعد ی هفته هم پاشه بیاد.خیلی بیمعرفته. فکر نکنم خود آقا  هم راضی باشه که اینجوری من دلشکسته باشم

خدایا اگر تو دست مرا بگیری هیچ کس مرا دست کم نمیگیرد

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

عزيزم منم با خانواده خودم ميرم ١٠ روز، شوهرم طاقت شرايط سخت اونجا رو نداره، البته به اصرار خودش ميرم

يعني منم كار بدي ميكنم؟ در ضمن ما هنوز عقديم نرفتيم خونه خودمون. 

(ميشه برا سلامتي ني نيم صلوات بفرستي؟ آخه پارسال يكيش سقط شد🥺)❤️🌸

شوهر منم چند روز ديگه ميره، منم ميمونم با سه تا بچه،،، بهش گفتم راضي نيستم اما ميدونم مثل هر سال ميره

لا حَوْلَ وَ لاقـُوّةَ إلّا باللّهِ الْعَلِيِّ  العَظيمِ لامَلْجَأَ وَ لامَنجا مِنَ اللّهِ إِلّاٰ إِلَيْهِ.هيچ دگرگوني و نيرويي جز به خداوند والا و بزرگ تحقق نمي يابد و هيچ پناهگاه و جايگاه نجاتي از خدا جز به سوي خدا نيست.

تو دیگه راضی نیستی فک نکنم قبول باشه زیارت همسرت اما شوهر من رفته من راضی‌ام درسته دلم واسش یه ذره شده رفته پیش آقا دعا کنه بهمون نی‌نی بده☺

کاش همه چیز اونموقع اتفاق بیوفته ک ذوقشو داری...

من شوهرم ماه به ماه میری ماموریت عزیزم ولی باید تحمل کرد دیگه.شما هم بخاطر امام حسین صبر داشته باش و مطمعن با اجر شما بیشتره چون فداکاری کردی عزیزم

من خوشبختم ولی نی نی یار اسممو قبول نداشت زدم بدبخت قبول کرد😒

اخه چ کاریه 

چرا بهش اجازه دادی

بهش بگو منم میخام بیام جا واسم بگیر تا برگرده

البته عاقلی ترین کار اینه ک صبر کنی تا برگرده

وگرنه هی جلوشو بگیری بعدن پشیمونت میکنه ک چرا گفتی برگردم مگه چن روز موندن چ عیبی داشت و اینا

من خانه ام را پر از رنگ میکنم...پر از عطر زندگی...نان گرم میکنم ...گل میخرم و شعر مینویسم...و باور دارم کلام فروغ را که زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی .... .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز