سلام به همه امشب پسرعمم و دیدیم و وقتی اومد تو برعکس همیشه به هم سلام علیک مستقیم کردیم
بعد وقتی که همه در حال حرف زدن بودن چشم میچرخوندم میدیدم داره به من نگاه میکنه تندی نگاهش و بر میداشت حرف میزد بهش نگاه میکردم اونم نگاه میکرد و موقع خداحافظی هم خداحافظی ای کردیم که هم و مخاطب قرار دادیم کلا نمیدونم چرا ازش این حس و گرفتم
کلا برعکس همیشه بودیم
همیشه خیلی باهم سرسنگین بودیم فقط در حد یک سلام علیک بزور اما اینبار مثل این بود که یخمون یکم یکم آب شده باشه نظرتون چیه