ده روز دیگه یه روز خیلی خیلی مهم برای من و خواهرمه که هرسالش توجه کنید تاکید میکنم از وقتی تو شکم مادر بودیم هرساله این روز و ما درکنار هم بودیم
حالا امسال خواهر من شوهر کرده
من بهش گفتم فلان روز چیکار کنیم؟
اون به من گفت ک وا مگه توام قراره بیای من ک تورو نمیتونم ببرم با خودم😐(قبلش دامادمون بمن پیام داد و گفت توام باید بیای و من تورم حساب کردم)
بعد من به خواهرم اینو نگفتم و وقتی گفت تورو نمیبرم گفتم حالا ک اینطور شد بمیریم من دیگ هیجا باهات نمیام(همجا باهمیم)پسر مردم من و خواسته ک باشم تو ک خواهرمی پشت پا زدی به این همه سال خواهری؟؟؟!
بمن میگه نه خودش گفته بیا ولی اگه نمیگفت زشت بود😐 منم گفتم تو فقد وقتی کارت گیره بامنی تو روزای خوشت من و یادت میره
حالا بنظرتون برم یا نرم؟ خودم ک خیلی ناراحت شدم و نمیخوام برم ولی از یطرفم دلم نمیاد