قضیه از این قراره که خالم یه همسایه داره آقاهه زن و بچه داره همسن بابلمه چهل و خورده سالشه منم که خونه ی خالم همیشه میرم چون تقریبا نزدیک خونمونه بعد این پیرمرده از من خوشش اومده بعد نمیدونم شماره ی منو از کجا آورده نمیدونم اسممو از کجا فهمیده یعنی کی بهش گفته خیلی اعصابم خورده بعد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.