قضیه از این قراره که خالم یه همسایه داره آقاهه زن و بچه داره همسن بابلمه چهل و خورده سالشه منم که خونه ی خالم همیشه میرم چون تقریبا نزدیک خونمونه بعد این پیرمرده از من خوشش اومده بعد نمیدونم شماره ی منو از کجا آورده نمیدونم اسممو از کجا فهمیده یعنی کی بهش گفته خیلی اعصابم خورده بعد