2777
2789
عنوان

جاریم زنگش زد

204 بازدید | 21 پست

شوهرم مجرد که بوده با یه دختر دوست بوده اقوام جاریم هست دختره .روزعروسیمون به جاریم گفته بود میخام بیام به دامادبگم خیلی نامردی چرامنو نگرفتی اومدپیشمون عکس گرفت ولی جرات نکرد جلوی من چیزی بگه امروز جاریم باهاش حرف میزد صداش رو اسپیکر بوددختره یه شوخی کرد من خندیدم جاریم گفت زن فلانی پیشمه میفهمه چی میگی میخنده ازجاریم پرسید زن دوست قدیمی من حامله نیست جاریم گفت نه دختره به شوخی گفت بلدنیستن درست کنن .

دختره ازدواج کرده دوتابچه داره بازم همیشه اسم شوهرمومیاره دفعه قبلی به جاریم گفته بود سلامش برسون( یعنی شوهرمن)

من درموردش پیش شوهرم حرف نمیزنم جاریم جلوشوهرم گفت بقول فلانی (همون دختره) بلدنیستی درست کنی بچه

من وقتی اسم دختره میاد ناراحت میشم هرچندکه گذشته شوهرم بوده ولی هزارجورفکرمیادتوسرم جاریم خیلی براش عادی هست درموردش پیش من میگه نمیدونم چیکارکنم

جاریت یا خیلی بیشعور و فتنه ست

یا عقل نداره راحته

کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به جاریت محترمانه تذکر بده که این حرفش اصلا جلوی همسرت درست نبوده. جوری که خودت بلدی و میدونی فتنه ...

نمیتونم روم نمیشه

یه بار سرسفره گفت نازنین زنگم زده گفت سلام محمد برسون یعنی شوهرمن

جاریمم گفته شوهرت کجاست گفته همینجاست محمدزیادهست

اسم شوهرم خودشم محمده دختره

دختره عاشق شوهرم بوده خیلی بی حیاست هنوز فکرش پیش شوهرمه

نمیتونم روم نمیشهیه بار سرسفره گفت نازنین زنگم زده گفت سلام محمد برسون یعنی شوهرمنجاریمم گفته شوهرت ...

چون روت نمیشه اونا دور برداشتن عزیزم. نذار این رفتار ادامه پیدا کنه. محترمانه جلوشون بایست.

گل بهاری، بت تتاری، نبیذ داری، چرا نیاری؟
با جاری ارتباط روکم کن وحد وحدود بزار گاهی خوبه آدم برای بعصیا یکم خودشو بگیره که بقیه اونقدر حس را ...

نمیتونم ارتباطم کم کنم چون توخونه پدرشوهرم زندگی میکنم اونم بیشتروقتامیاد خونه پدرشوهر مگه میتونم بگم نیا

چجوری خودمو بگیرم

بنظر منم از ایشون فاصله بگیر زیادی احساس راحتی کرده باهات

من خیلی کنجکاو شدم بفهمم شوهرم بااین دختر تاچه حد رابطه داشته فقط مکالمه بوده یا چیزای دیگه هم بوده هرچند که اون ماله گذشته هست هرپسری باشه گذشته دوست دختر داشته

من خیلی کنجکاو شدم بفهمم شوهرم بااین دختر تاچه حد رابطه داشته فقط مکالمه بوده یا چیزای دیگه هم بوده ...

خیلی سعی نکن کنجکاوی کنی جلو جاریت چون تون همینو میخواد که تورو بسوزونه 

بنظر منم از ایشون فاصله بگیر زیادی احساس راحتی کرده باهات

حتی امروز جاریم که گوشی قطع کرد درمورد دختره حرف میزد پدرشوهرم گفت این کیه مادرشوهرم گفت همون دختری که گفته میخام به محمد یعنی شوهرمن بگه چرا منو نگرفتی خیلی نامردی 

مادرشوهرمم همینجوره کلا خانواده ای راحت درمورد گذشته بچه هاشون حرف میزنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز