الهی بمیرم برات
اره شوهرمن هرشب ساعت ۸ میخوابید
من نشسته بودما و بیداربودم
یهو لامپارو خاموش میکرد
منم میرفتم تواتاق مینشستم تا۲ سه ی شب ولی نمیومد بگه جرا بیداری
کلا باهام سرد بود
رابطه هم من نمیرفتم نمیومد
بعده رابطه هم سریع میخوابید
ن بغلم میکرد ن علاقه ای انگار فقط ابزاربودم همین.
این اواخر خیییلی بهش محبت کردم
برا رابطه خودمپیشقدم میشدم
حاضر بودم اون خوشحال باشه و من اذیت شم ولی فکرش ب کس دیگه نره
و فهمیدم ک فکرش پیش زنای خرابه
اونم باگوشی مخفی تو ۴ پنج روز فهمیدم
بهش گفتم من ک همه جوره باهات بودم چیم کم بود ک میرفتی با ج...ها؟