عزیزم من اونقدر سختی کشیدم که دیگه حوصله شکست جدید رو ندارم
دو روز دیگه باید برم دانشگاه ولی با کدوم انگیزه
خودش همیشه میبردم و برم میگردوند
خوراکی میآورد
چنان انگیزه بهم میداد بیا و ببین
رفته بودم تو قعر چاه نجاتم داد
حالا تودش داره باز پرتم میکنه ته چاه