سلام بچه ها قرار باهاش گذاشتم رفتیم بیرون امروز باهم حرف زدیم گفتم باز بهش فرصت بدم شاید درست بشه همه چی خوب بود گفتم خب شاید پشیمونه و اینکه من ازدواج دوممه بچه دارم برگشته میگه تو اگه فکر آیندت باشی باید بچتو فراموش کنی و نبینیش وگرنه باعث مشکل میشه برات عجب آدمیه کاردمیزدن بهم خونم در نمیومد
نه من جداشدم چون شوهرم عصبی بود دست بزن داشت اون بد بود ولی قرار نیست من از بچم بگذرم
عالیه موفق باشی تا آخرش برو خواهر خدا پشت و پناهت موفق باشی هرجا بری هرکاری میکنی ی موقعیت خوب ازدواجم به موقع بیاد براتون ی زندگی عالی داشته باشی ازاین به بعد که غصه های قبل رو همش فراموش کنی
من ی مادرم ی زن که تمام دغدغه اش بچه اش امیدوارم هیچ پدرومادری امتحان نشه الهم صل ال محمدوال محمد و عجل فرجهم