من هفته پیش یه عالمه جوراب تو ماشین انداختم. کف دستم بو نکردم که جوراب ها نصفش پاره اس
امروز صبح طلبکار من شده که جوراب هامو چرا نشستی
چرا ندوختی؟
گلوش درد میکرد براش آب نمک درست کردم حتی یه تشکر هم نکرد
بعد هم گفتم اشغال ها را ببر بی خیال رفت با تلخی
خیلی دلم شکست باردار هم هستم نشستم یه دل سیر گریه کردم
حق نداشت اینقدر بد باهام برخورد کنه
من مقصرم یعنی؟ من از کجا بدونم جوراب نداره نباید شب قبل بهم میگفت؟
من خودم کلی کار و گرفتاری دارم. دیشبم خرید بودیم از پا و کمر افتادم...
قبلش سرکار بودم
با این بارداریم خونه را گردگیری کردم ناهار پختم ریخت و پاش ها را جمع کردم
اینقدر دیشب نازشو کشیدم چون سرما خورده
میخواستم براش سوپ درست کنم که با این اخلاقش پشیمون شدم..
من خیلی حساسم؟