سلام به همه
منم متولد ۶۴ هستم. به قول دوستمون اصلا به سنم توجه ندارم،
تو ۳۲ سالگی ازدواج کردم و برای ارتقاء خودم قید فرزند رو زدم، دانشجوی دکترا هستم، کار ترجمه دانشجوها رو انجام میدم، خودم رو تو محیط دانشگاه نگه میدارم ( رفت و آمد دارم و کارهای سبک میکنم ولی استخدام نیستم)، شلوغ و شیطونم و ورزش پرتحرک انجام میدم، دوچرخه سواری میرم و مهارت آموزی میکنم. الانم دارم درسهای کلاس امداد رو میخونم که تو مهرماه امتحان دارم، کلاس مربیگری ورزشی میرم و برای خوشحالی خودم همه کار میکنم، شیک و به روز خودم رو نگه میدارم، مثل یه خانم باوقار هستم، ولی…. ولی اگر یه روز واقعا دلم یه چیز عجق وجق خواست، خودم رو محدود نمیکنم، میرم مثلا ناخن دراز درست میکنم، با طراحی برجسته و شاد، مگه من چقدر عمر میکنم، حالا یه ماه هم ناخنام عجق وجق باشه، مهم اینه اون لحظه حالم خوبه، به هیچکس هم جواب پس نمیدم علیالخصوص شوهر!
عمرم، شادی ام، روحیه ام، علاقه ام، از همه همه دنیا مهمتره!
الان حال کردم بزنم بیرون، سر ظهره؟ ۸ شبِ؟ هست که هست، به درک!
ماها کار بدی نمیکنیم، حوری بار نیومدیم که زیرآبی بریم، پس هرکار دوست داریم بکنیم. الان یه زن کاندید ریاست جمهوری آمریکا شده، از این ایالت به اون ایالت تنهایی یا با ۴ تا مرد سفر میکنه، فقط متمرکز رو کارش هست نه چیز دیگه!
من خودم رو مقایسه نمیکنما، فقط میگم، اون زنِ، در سن و سال من، چه بسا بزرگتر، ولی در تلاش و پویایی، منم پس همین رویه رو در پیش میگیرم.
دخترا، شاد باشین شاااااااد، مردم قرص و دوا میخورن که شاد باشن، قدر سلامتیتون رو بدونین!