کلاسش و پدرم اجازه ندادن…
ولی کار کردم نه به طور حرفه ایی ولی خب تو یه گروه کار میکردم
ما همه پایه بودیم به جرئت میتونم بگم وقتی اونجا بودم بهترین لحظات زندگیم بود ببین دنیا رو بهم دادن بودن
شاید خیلی سختت باسه حفظ کردن
یا هی یه چیزیو یادت برع عصبی میشی مث من گریه میکنی
ولی بعد از یه مدت قشنگمیوفته ورد دستت که چیکار کنی
لحن صحبتت و چطوری تنظیم کنی