سلام من از ۱۶ سالگی تا الان که ۲۵ سال سن دارم هیچ وقت ت زندگیم شانس نداشتم همش خواستگاری به درد نخور واسم میمده دیگه خسته شدم حتی خط رو خاموش کردم که کسی واس ازدواج زنگ نزنه چون مدونم نمیشه نمدونم باید تنها چه طور زندگی کنم🥲🥲🥲وضع مالی خوبی ندارم شما جای من بودی چه کار مکردی
چه طور من ت یک شهر کوچیکم ،،ادم هاش هم فقط بلدن حرف در بیارن واس کسی جای پبشرفتی نیست
منم شهر کوچیکم ولی باید در حدی ک مورد قبولشون باشی دسگ تو همین شهر خودمون خیلیا تیپ میزنن و بی حجابن ولی معتدل باش به خودت برس و. رو. رفتارت هم بیشتر کار کن
منم شهر کوچیکم ولی باید در حدی ک مورد قبولشون باشی دسگ تو همین شهر خودمون خیلیا تیپ میزنن و بی حجابن ...
مدونی چون بابام مریضه ادم خوبی برام نمیاد🥲🥲🥲شانس منه دیگه همیشه هرکه میاد ذهنمو درگیر مکنم ازار خود میمدم اخر هم هیچی به هیچی خوب من چه گناهی کردم که بابام این طوری شده