2777
2789
عنوان

ابرو پیوندی

| مشاهده متن کامل بحث + 3681 بازدید | 182 پست
بخدا خبر ندارین بابام یه مدت گیر داده بود دامن بپوشم تو خونه:/ ملت با تاپ و شلوارک می‌گردن من پاچه ش ...

وای ای بابا ..پدر شوهر منم بدش میاد بلیز شلوار باشم میرم خونشون تونیک بلند میپوشم متنفرم از این قدیمی بودن

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

چرا دامن ؟ وای میخوام بزنم خودمو بکشم به خدا . یعنی آدم اینا رو میشنوه حرصش میگیره . من از خدامه برم ...


        من عمرا شهر خودمونو بزنم هااا، من دارم به قهقهرا میرم فقط بذارین برررررم من

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

اره خدایی اینکه بچه های کوچکتر بگن را اینجوری هستی خیلی حس بوی داره خیلی زیاد . اصن بدجور به ادم بر ...

خیلی بدهههه. مثلا بچه پنج ساله شیر خوار که آب دماغشو نمیتونه بکشه بالا نشسته رو به روم میگه خاله چرا ابرو هاتو نمیگیری وسطش چرا اینجوریه:/

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

من عمرا شهر خودمونو بزنم هااا، من دارم به قهقهرا میرم فقط بذارین برررررم من

منم نمیزنم.  من خیلی حساسم و وسواسی ولی حاضرم بزن خوابگاه ولی دیگه اینجا نباشم . حتما الان دانشگاه هم بخوان بزم واسه لباسم و ... تصمیم میگیرن . میرم اونجا‌واسه تعطیلات هم برنمیگردم🤣

یهو برو بردار با چهره جدیدت رو به رو شه

منم با خونه جدیدم که کوچه هست رو به رو میشم  

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

حق داری عزیزممنم مامانم با همه چیز مخالفت میکنهاگه میتونی مامانتو راضی کن ببرتت ارایشگاه برداریاگر ن ...

من به مرض دست و پا چلفتی بودن مبتلام می‌زنم موهامو باهاش میتراشم یهو  

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

دوتا راه ب ذهنم رسید: یا ب خاله ای کسی بگو واسطه شه

یا اینکه برو بردار بعد بزن ب کولی بازی بگو بخداا همه مسخرم میکردن حتی معاونا یکمم گریه کن 

من الان ۱۹ سالمه ی مثلثی بود بالا ابرو بعد اینو هی میخواستم بردارم بعد مامانم نمیزاشت هی میگف ننننن زشت میشی نننن فلان ن بخدا ناراحت میشم از دستت ی روز نبود ی آهنگ گذاشتم قشنگ برداشتم اون تیکه رو بعد اومد گف واااای چقد تمیز و خوب شدی بیا برو لیفتم انجام بده 

گفتم ن به رفتار اولت ن ب آخرت 😂

خلاصه ی بار امتحان کنی قلق مامانت دستت میاد

مثلا من تازه فهمیدم اگ ی خطایی کنم بعد خبر بدم ن تنها دعوا نمیشم بلکه همراهی و راهنمایی هم بهم میدن

ما این بحث وسط ابرو رو تو دهه شصت داشتیم! مگه هنوزم هست؟!!

پدر و مادر من متولد ۴۸ ان

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

خیلی دختره گناه داشت خیلی . انقد دلم واسش سوخت . بیچاره آب هم نمی‌خورد . ما همه آب می‌خوردیم اون بیچ ...

بابا من خودم غرق دردم اینا چیه دارم میلرزم اونم بیار یه دور برا اونم گریه کنم  

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

منم نمیزنم. من خیلی حساسم و وسواسی ولی حاضرم بزن خوابگاه ولی دیگه اینجا نباشم . حتما الان دانشگاه ه ...

بخدا حیفه اینجوری. آدم کجا رو داره که واقعا بخوانش جز خانواده. غریبه که واسه آدم نمیسوزه. حیفه به خانواده خودت نمی‌تونی بگی دردت چیه

گذشتن و رفتن پیوسته... *از میان آزادی و نان، آزادی را انتخاب میکنم، تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم "گرسنهام" *_ آلبر کامو

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108