دوتا راه ب ذهنم رسید: یا ب خاله ای کسی بگو واسطه شه
یا اینکه برو بردار بعد بزن ب کولی بازی بگو بخداا همه مسخرم میکردن حتی معاونا یکمم گریه کن
من الان ۱۹ سالمه ی مثلثی بود بالا ابرو بعد اینو هی میخواستم بردارم بعد مامانم نمیزاشت هی میگف ننننن زشت میشی نننن فلان ن بخدا ناراحت میشم از دستت ی روز نبود ی آهنگ گذاشتم قشنگ برداشتم اون تیکه رو بعد اومد گف واااای چقد تمیز و خوب شدی بیا برو لیفتم انجام بده
گفتم ن به رفتار اولت ن ب آخرت 😂
خلاصه ی بار امتحان کنی قلق مامانت دستت میاد
مثلا من تازه فهمیدم اگ ی خطایی کنم بعد خبر بدم ن تنها دعوا نمیشم بلکه همراهی و راهنمایی هم بهم میدن