من بزرگترین اشتباهی که توی زندگیم کردم این بود که سالی که کنکور قبول نشدم پشت کنکور نموندم و یک سال درست تلاش کنم و به اصرار خانواده دانشگاه ازاد ثبت نام کردم. به هوای اینکه دانشگاه با دانشگاه فرق نداره و بازم قراره اونجا خوش بگذرونم ولی میتونم به جرعت بگم بی ادب ترین استاد ها و دانشجو هارو داشت. مثل این میمونه که بگید خرید خونه توی بالاشهر و پایین شهر تفاوتی نداره و خود خونه مهمه ولی وقتی وارد محله میشید تازه میفهمید چقدر فرق داره. استادایی بودن که بچه های رشته های تاپ رو مدام توی سر ما میزدن. با خنده میگفتن روزی فکر میکردید تهش بیاید دانشگاه ازاد بشینید و....
دانشجو هایی که دیپلم بزور گرفته بودن و برای اینکه یه مدرک داشته باشن فقط اومده بودن. خیلی از دخترا با نوزده سال سن ازدواج کرده بودن و هیییچ هدفی برای اینده نداشتن. اینقدر جوش مسموم بود که خیلیا همون ترم اول انصراف دادن و همون سالی که قرار بود پشت کنکور بمونن و فکر میکردن عمرشون هدر میره رو اونجا هدر دادن با این تفاوت که کلیم حرف شنیدن و روحیشون خراب شد