خدانکنه عاجیم(:
خیلی سخته اصن نمیتونم تحمل):
عصریه ...ایقد نگرانش بودم ..
اخه صدبارزنگیدم واس دادم ج نمیداد ...
دگ ازحرص وعصبانیت داشتم سکته میکردم ...
مامانم هی میگفت سوگند چیشده هی میگفتم هیچی اومد اینجایکم بابچهاحرفیدم اروم شدم ...
بعدعااقاییم. پیمم داد ودلم اروم شد..
اره فلن مشکلمون خونه اس): وجدایی ازخونوده ام سخته): ولی باید برم اونجا زندگی کنم)):