قوفونت عاجیم(:
نه یه هفته خونه مادرشوهرم بودم ...
اون مشهده من اصفهان ...
نه خونواده ها چیزی نمیگن)؛ ولی. دگ مجبورشدم بیام عاقاییم باید میرفت سرکارنمیتونست بمونه):ایقدد دلم براش تنگیده):
ویدیو کال حرفیدم باهاش وکلی گریه کردم عاقاییم ناراحت شدهی گفت سوگندگریه نکن و...
بعدم دعوامون شد): ورفت....