2821
2789
عنوان

جاری و .....

| مشاهده متن کامل بحث + 539 بازدید | 29 پست
بابا نمیدونی که چون همیشه خونه مادر شوهرمه. هر دفعه میرم یه متلک بارم میکنه یا یه کاری میکنه ناراحتم ...

مگه اون باخونواده شوهرته؟؟؟خب تو روزایی که اون هست شمانرو.یا اگه باهاشونه که خیییییلی کم برو و زودم برگردین خونتون.اصلا محلش نزار خودتو بالاترازاون بدون آی حرص میخوره که نگوووو

عزیزم میدونم مسئله برای تو مهم هست اما خودت یکبار پستت رو بخون  مردم مشکل سرطان نازایی مالی جه ...

من اصلا با فرش شستن اون کاری ندارم توهینی که به شوهرم کرده بدم میاد

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

مثلا وقتی من حرف میزنم خودش رو به نشنیدن میزنه یعنی گوش نمیدم یا مدام میپره وسط حرفم بی فرهنگ

پرید  وسط حرفت واضح  بگو عزیزم داشتم صحبت میکردم  چند لحظه اجازه بدین  

و ادامه بده  دو سه بار مودبانه  ضایع اش کن  و اصلا مخاطب قرارش نده  کلا انگار وجود نداره

به زندگیم خوش اومدی....

یه بار باهم رفتیم مسافرت همش میگفت هین سری چقد بد گذشت. من نامزد بودم چقد خوب بود اوجدیم اینجا یا عروسی گرفتیم گفت اوه جا انقدر برنامه داستیم حنا بندون جهاز برون چقدر برای ما باشکوه بود الان همه یه شب میگیرن

من برادرشوهرم هرروز که نه ولی خیلی بازنش دعواشون میشه وقتی میان پایین خونه مادرشوهرم فیلم بازی میکنن همش قربون صدقه ی هم میرن وعزیزم وجانم وقربونت. من میگم شاید چون منو میبینن اینجورمیکنن چون شوهرم احتراممو نگه میداشت یه زمانی الان کمترشده احترامش ولی کسی نمیدونه.خخخخ.

یه بار باهم رفتیم مسافرت همش میگفت هین سری چقد بد گذشت. من نامزد بودم چقد خوب بود اوجدیم اینجا یا عر ...

چه زشت باشما بودن واینارو میگفت یعنی میگفت بدگذشت؟؟؟اه اه من موندم چطور چشم دیدنشو داری حدس میزنم خیلی زن بی ادبیه

من برادرشوهرم هرروز که نه ولی خیلی بازنش دعواشون میشه وقتی میان پایین خونه مادرشوهرم فیلم بازی میکنن ...

حالا نه واقعا ما چون یک ساله عروسی کردیم طبیعیه خوب شوهرم بیشتر هوای منو داشته باشه. تا اون که دوازده ساله ازدواج کرده متلکهایی. که میگه منو ناراحت میکنه

وای گندوم جون دقیقا مثل منی

جاری منم با خونواده ی شوهرمه ینی خونش جداستا ولی برای اینکه پولاشونو خرج نکنن صب تا شب اونجان که یه لقمه نون گیرشون بیاد

اشکال نداره محلش نزار

خیلی خداروشکر کن که شوهرت هواتو داره

وقتی زنگ میزنه برو یه گوشه حرف بزن تا هم حرصشون در بیاد همم چشمت نکنن این روزا جاریا مثل هوو هستن

قدر شوهرتو بدون که حتی سر کارم بفکرته شوهر این مدلی کمه تو تاریخ

  مواظب خودت باش

چه زشت باشما بودن واینارو میگفت یعنی میگفت بدگذشت؟؟؟اه اه من موندم چطور چشم دیدنشو داری حدس میزنم خی ...

به خدا مجبورم دیگه.چون هر وقت میرم اونجا هست نمیتونم هم که نرم چون مادر شوهرم اینا. مشکلی ندارن و اینهم که دنبال بهانه ای خودش رو شیرین کنه که یعنی من زیاد میام خونتون

حالا نه واقعا ما چون یک ساله عروسی کردیم طبیعیه خوب شوهرم بیشتر هوای منو داشته باشه. تا اون که دوازد ...

نه من منظورم جاریهای حسوده که حسادت میکنن مریضن شایدم کمبود دارن.میدونم چی میگی میگم منم تجربه داشتم پیش من میان عشق بازی فکرکردن خیلی بفکرشونم.ولی من خیلی بی تفاوتم

2823
2791
2779
2792