2777
2789
عنوان

حالم از شوهرم بهم میخوره

| مشاهده متن کامل بحث + 852 بازدید | 37 پست
من خودم اصلا حوصله جزئیات با دوستاش رو ندارم اصلا طولانی میشه حرفاش کلا گوشم دیگه نمیشنوه از بس کسال ...

اره چون درمورد مسائل و چیزای بیخود حرف میزنن🤣

مثلا نیم ساعت درمورد تعمیر فلان چیز،یک ساعت درمورد قیمت فلان ماشین 

اره چون درمورد مسائل و چیزای بیخود حرف میزنن🤣مثلا نیم ساعت درمورد تعمیر فلان چیز،یک ساعت درمورد قیم ...

بخدا میخواستم بگم روم نشد شوهر من کلا راجع به مشکلات سیستمی شرکت میحرفه یا راجع به ماشین میحرفه فقط وقتی راجع به خانوادش میحرفه گوشای مت تیز و حواس چمع میشنوه😃🥴😇😇🤣🤣🤣

این قدر نگوییم باید به عقاید هم احترام بگذاریم    آنچه قابل احترام است حقایق است نه عقاید...!!   هیچ عقیده ای محترم ومقدس نیست    زیرا می‌تواند ریشه در جهل وخرافه ودروغ داشته باشد...میتواند گفتمانی از داعش یا شری سازمان یافته باشد...احترام به بسیاری از عقاید می‌تواند توهین آشکار به شعور خودمان باشد...!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بخدا میخواستم بگم روم نشد شوهر من کلا راجع به مشکلات سیستمی شرکت میحرفه یا راجع به ماشین میحرفه فقط ...

افرین دقیقا،حالا نمیدونم چرا بعضی خانما انقدر کنترل گر هستن ک باید شنود بزارن داخل جیب شوهره 

زنا با مردا فرق دارن و اینکه مگه شما با دوستات باشی کل جزئیات اون قرار دوستانه رو بیان میکنی یا بهتر ...

شوهر آدم فرق می‌کنه یا دوست 

تازه بنظرم رفیق آدم باهلمون بیشتر صاف رو راسته همه چیو میگه 

شوهر آدم فرق می‌کنه یا دوست تازه بنظرم رفیق آدم باهلمون بیشتر صاف رو راسته همه چیو میگه

نه منظورم اینه شما با دوستات قرار خانومانه میذاری وقتی برگشتی تمام جزئیات دیدارتون رو له همسرت تعریف میکنی؟

این قدر نگوییم باید به عقاید هم احترام بگذاریم    آنچه قابل احترام است حقایق است نه عقاید...!!   هیچ عقیده ای محترم ومقدس نیست    زیرا می‌تواند ریشه در جهل وخرافه ودروغ داشته باشد...میتواند گفتمانی از داعش یا شری سازمان یافته باشد...احترام به بسیاری از عقاید می‌تواند توهین آشکار به شعور خودمان باشد...!
بخدا میخواستم بگم روم نشد شوهر من کلا راجع به مشکلات سیستمی شرکت میحرفه یا راجع به ماشین میحرفه فقط ...

شما متوجه حرف من نشدی ببین هیچکی حوصله شنیده این حرفها در مورد کارشون رو نداره 

مثلا شوهر من گاهی وقتا میاد ی چیزی میگه از کارش نه یا از جنسا نه چیز دیگه بعد بقیشو باید خودت حدس بزنی یا بپرسی رمزی میگه با جزییات بعد مثلا می‌پرسی تو از کجا خبر داری میگه یعنی چی می‌پرسی از کجا خبر داری این چ سوال مسخره ای میخوای چی از توش دربیاری میخوای بدونی من از مرد شنیدم یا از زن ک چی خب شما باشی نمیگه این آدم روانیه کونش میخاره مشکل داره ک این جور داره حرف میزنه برای خودش میاد با حرف زدن باهات کلی سناریو میچینه مثلا فکر می‌کنه من ازش میپرسم از کجا میدونی منظورم اینه حتما ی زنی اومده برای این تعریف کرده ک برگرده میگه برات مهمه از کی شنیدم ک میگی از کجا میدونی دوست داره اتفاقا از تو چیزی دربیارم وگرنه آنقدر حرفو ب چیرای مزخرف و مسخره نمیکشونه

شما متوجه حرف من نشدی ببین هیچکی حوصله شنیده این حرفها در مورد کارشون رو نداره مثلا شوهر من گاهی وقت ...

اره درکت میکنم مثلا من میرم دکتر میگه زن بود یا مرد سوار اسنپ میشم میگه راننده پیره یا جوون که از توش یه چی در بیاره بعد محل کار خودش پر از خانم مجرد و یا مطلقه س 

این قدر نگوییم باید به عقاید هم احترام بگذاریم    آنچه قابل احترام است حقایق است نه عقاید...!!   هیچ عقیده ای محترم ومقدس نیست    زیرا می‌تواند ریشه در جهل وخرافه ودروغ داشته باشد...میتواند گفتمانی از داعش یا شری سازمان یافته باشد...احترام به بسیاری از عقاید می‌تواند توهین آشکار به شعور خودمان باشد...!
نه منظورم اینه شما با دوستات قرار خانومانه میذاری وقتی برگشتی تمام جزئیات دیدارتون رو له همسرت تعریف ...

اره مثلا با دختر خاله باشهبا دوستم حرف زدم یا مشتری برای فرض مثال باهاش صحبت میکردم راجع به دکتر زنان بیشتر اون حرف میزد میگفت چرا با آدم غریبه راجع به این چیرا حرف میزنی و من برام درس نشده ک با این اخلاقش نیام دیگه چیزی تعریف کنم براش کلا صافم باهاش و ازش دارم ضریه میخورم چون اون میاد مثلا یهو چیزی رو ی تیکه میگه و می‌ره بعد ک سوال می‌کنی میگه آخ ول کن چی میخوای از توش دربیاری دنبال چی هستی ک اینطوری حرف میزنی مثلا دیروز می‌گفت من می‌دونم خونه پدر یا خونه خود رضویان کجاست این ک دارم میگم یکیش هست که تعریف میکنم بعد گفتم خب از کجا میدونی گفت ول کن یعنی چی از کجا میدونی بعد دیدم از جلوی پلاکارت پرچم مشکی رد شدیم نوشته بود رضویان واقعا و میدونست کجاست گفتم خب تو از کجا می‌دونستی یکبار گفت نمیدونم یکبار گفتم بچه محلیم طرف بابامینا هست  چون خونه پدر شوهرم اون سمتا اما کوچه های اینور تر هست دیگه یکبار گفت از رفیقم شنیدم منم شک کردم ک چرا دقیق میدونست این جاست برام سوال بود از کجا می‌دونه خب چرا من نمی‌دونم مثلا خونه اینا کجاست چند مدل حرف زد در این مورد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز