اگه توخونه شون کم برم پسرش باهام لجکنه چیکار کنم
لج واسه چی اتفاقا جلو روش خوب مادرشو بگو ولی خب خودتو مشغول کن سیاست داشته باش البته من نمیدونم اگه شوهرت خیلی مامانیه و با هر حرفی کج و معوج میشه که اون داستانش جداست
چرا باید عاشقش باشی؟ به چه دلیل باید دوستش داشته باشی؟ همین که احترامشو نگه داری چون اگه نبود شوهرت هم نبود کفایت نمیکنه؟ بی خیال زندگی تو بکن چکار به سرسنگینی یا صمیمیت اون داری
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"