هم یه فامیلی دور داریم با هم هم همسایه س
یکی دو بار مراسم داشتن رفتیم خونشون بعد یه دختره هم اونجا بود ۱۶ ساله
بعد هی مادر اینم خاستگارم میگفت این قراره بشه عروسم و کلی خوشحال بود دختر برادرزاده ش میشه فکر کنم
ما هم میگفتیم به سلامتی
تا اینکه امروز بعد از ظهر مامانم رفته بود بیرون یکی از خواهر هاش به مامانم گفتنه بود اگه اجازه بدین بیایم برای دخترتون مامانمم گفته بود مگه نمیخواستیم اون دختر رو برای برادرتان بگیرین
خواهرش هم گفته بود مامانم برای خودش بریده و دوخته برادرم اصلا اون دختره رو دوست نداره هر چی هم بهش گفته اسم رو دختر مردم نزار هی کار خودش رو کرده
الانم خود برادرم گفته دختر شما رو میخواد
بعدشم اون دختره هنوز پریود نمیشه یا مشکل داره یا هنوز بالغ نشده یعنی حتی وقت ازدواجش هم نشده
پسره اشپزه مثل اینکه میخواد رستوران هم بزنه
اخلاقش رو هم همه تعریف میکنن حتی زمانی که ازم خاستگاری هم نکرده بود همه میگفتن پسر خوبیه
فقط الان مسله این دختره میگم نکنه آهای چیزی بکشه
یا قبلا بهش قول دادن امید وار شده باشه و...