شوهر خالم عموم هم میشه
وای نگم براتون خالم از شوهر خالم متنفره این خاله ای که خدمتتون میگم دوازده سال از مادرم بزرگتره و بزرگترین خاله ی من هست تقریبا ۵۲/۵۳ سالشه و اختلافش با عموم هم سه سال هست
گویا در ۱۵ سالگی ازدواج کرده
عموی بدبخت من میاد یه جوک تعریف کنه بخندیم این خالم وری چشم غره میره بهش بدبخت لال میشه حرف میزنه دقت کردم با انزجار نگاهش میکنه هفته ی پیش به زور میخپاست بفرستتش کربلا عموی منم گرمایی شدیدد میگفت نمیتونم میگفت باید بری دوروز ریخت نحستو نبینم
همش فحش میده الهی نبینمت دیگه خستم کردی حس میکنم از زود ازدواج کردنه
حالش بهم میخوره از عموم
بیچاره بازنشست شده حقوق بازنشستگی دارن عموی بدبخت منو هر روز از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۲ ظهر میفرسته یه جایی کار کنه روزی صد هزار تومن که فقط نیم ساعت در روز نبینتش😑 وقتی عموم نیست هم همش خونه ی یکی از فامیلا هست یا یکی خونشون
هرجا هم میره عید دیدنی شب نشستن این عموی منو نمیاره
پسرش میخواست گوشی جدید بگیره برای عموم خالم نزاشت
کلا جدای عمومه عموم کاریش نداره پول میخواد بده به مناسبتی دوتا جدا میده یکی از طرف خودش یکی از طرف عموم
فقط فوحش کشش میکنه نیم ساعته اومدم خونشون مخم پوکید
منم روزای اول از شوهرم میخواستم خونه بمونه و یکم دروغ میگفتم دلم برات تنگ میشه😂 الان به زور میخوام بیرونش کنم نمیره