من بخت برگشته نمیدونم چرا قسمتم اینجوری شد
دوماهه ازدواج کردم شوهرم تا نیمه شب خونه نمیاد سیگاریم هست با دخترای رنگا وا رنگه عکس لب تو لبشونو تو گوشی دیدم
با مادرشوهرم اینا زندگی میکنیم قرار بود قبل عروسی برامون خونه بخرن یکی از اقوام حالش خراب بود گفتن نکنه فوت کنه عروسی کنید بعد عروسی خونه بخریم
الان شوهرم میگه جدا نمیشم از خونواده مادرم
چند روز بعد عروسی مادرشوهرم رفت دهاتشون مسئولیت شوهرو دوتا بچه دیگشو گذاشت رو دوش من یه ماهم بر نگشت
میدونست من غذا درست کردن و کار خونه اصلا بلد نیستم
رفتنی هم کیسه جارو برقیو اینارو قایم کرد که من با دست جارو بکشم بعدم برگشتنی میگه رب و روغنو مرغای تو یخچالو چیکار کردی
راهنماییییم کنید دوستان چیکار کنم من فقط دوماهه که عروسی. کردم ولی 10سال پیر شدم