من همونم که عاشق یه پسری شدم و اونم نامزد کرد الان دوماه گذشته از نامزدیش من نمی دونم چمه چرا خوب نمیشم همش تو فکرشم خواب ندارم صبحا با استرس و ناراحتی از خواب پا میشم غذا از گلوم پایین نمیره همش گریه می کنم (پسره خواستگار بوده خانوادم رد کردن)
همش میگم مثل این پسر پیدا نمیشه جگرم شده مثل جگر زلیخا براش نگاشم می کنم می بینم بابا زیادم خوشگل نیست ولی روانیش شدم
چی کنم تاپیکامو ببین روز و شب ندارم من
همش میگم کاش بیاد خواستگاریم شبیهش باشه بلکه حالم خوب شه ولی کو خواستگار که شبیهش بخواد بیاد
به سرم زده چن وقته خودمو بکشم چون دیگه نمی کشم