من اولین تولد همسرم یک جشن گرفتم همراه دوستامون... ما هم دانشگاهی بودیم و عاشق هم. کل دوستاش وددوستای مشترکمونو دعوت کردم همراه خواهرم و همسرش همه تدارکاتمم با خواهرم و همسرش بود کیک شیرینی و هدیه خلاصه همه چی یک جشن گرفتم تو کافی شاپخودش اصلا خبر نداشت . شوهر خواهرم باهاش تماس گرفت گفت ما اومدیم بیرون دوست داریم توهم باشی بعد یکساعت همسرم اومد و کلی سورپرایز شد خیلی خوش گذشت. دقیقا ده روز قبل تولدش سورپرایزش کردم.